اهداف معاملهي ۳۰ميليون دلاري " فرعون و قارون "
اهداف معاملهي ۳۰ميليون دلاري " فرعون و قارون "
جامعهشناسان و روانشناسان، برتري طلبي نژادپرستانه و كوشش براي تسلط بر انسانها و سرزمين ها، درخواست بنده شدن ديگران و ادعاي خدايي داشتن را از نشانهها و صفات " فرعون " و فرعونهاي زمان ميدانند.
واژه شناسان و زبانشناسان تبديل يك حرف به حرف ديگر در زبانهاي مختلف مانند انگليسي، عربي، فرانسوي و عبري را امري معمول ميدانند و معتقدند كه لفظ " شارون " در حقيقت همان " قارون " است كه حرف قاف به حرف شين تبديل شده است.
موضوع:
منابع خبري آمريكايي و اسراييلي درآغاز هفتهي جاري از طرح معاملهي ۳۰ ميليون دلاري ميان سردمداران واشنگتن و تلآويو خبر دادند.
بر اساس اين قرارداد ، وزارت دفاع آمريكا " پنتاگون " ، تعداد ۱۰۰موشك پيشرفته بتن شكن از نوع " جي.پي.يو. ، " ۲۸هر كدام به وزن دو هزار و ۲۰۰ كيلوگرم كه قادر است تاسيسات زيرزميني و هستهاي يك كشور را تخريب كند، در اختيار اسراييل قرار خواهد داد.
اين موشكها با هواپيماهاي جنگنده از نوع اف ۱۵حمل و شليك ميشوند و ميتوانند ديوار بتني به قطر شش متر را بشكنند و تا عمق ۳۰متري زمين نفوذ كنند.
گفته ميشود آمريكا اين موشكها را براي نخستين بار در سال ۱۹۹۱ميلادي براي بيرون راندن ارتش "صدام حسين" ديكتاتور عراق از كويت و نيز هدف قرار دادن تاسيسات و سنگرهاي زير زميني اين ارتش در " جنگ نفت " بكار گرفت.
جنگندههاي آمريكايي براي بار دوم از اين موشك ها، ضد مراكز و موسسات ارتش صربستان در خلال جنگ كوزوو در سال ۱۹۹۹ميلادي استفاده كردند.
اهداف:
.۱يكي از اهداف قرارداد ۳۰ميليون دلاري موسوم به معاملهي فرعون و قارون برتري منطقهاي رژيم صهيونيستي و تقويت موقعيت داخلي و بينالمللي اين رژيم براي تامين منافع ملي و جهاني آمريكا است.
پس از جنگ دوم جهاني، آمريكا در ابعاد سياسي، نظامي و اقتصادي، در جهان و منطقهي خاورميانه فعال شد و اين منطقهي با اهميت را براي بازيگري جهاني و تامين منافع ملي خود، انتخاب كرد.
علت اين انتخاب به وجود ذخاير نفت و گاز ، موقعيت راهبردي و جغرافيايي، وجود بازار مصرف كالاهاي توليدي نظام سرمايهداري و ديگر مزاياي تجاري - اقتصادي و نظامي - سياسي خاورميانه برميگردد.
پس از جنگ دوم جهاني و تحرك ريشهدار جنبش سياسي صهيونيسم براي ايجاد دولت به اصطلاح يهود در سرزمين فلسطين، رژيم صهيونيستي با حمايت قدرتهاي بزرگ از جمله آمريكا، در سال ۱۹۴۸ميلادي تاسيس شد.
رژيم اشغالگر قدس به عنوان يك رژيم مطمئن و مورد اعتماد آمريكا ظرف ۵۵ سال گذشته قادر بوده و هست كه منافع ملي،مزاياي يادشده،اهداف خاورميانهاي و تسلط سياسي و اقتصادي آمريكا را در اين منطقه تامين و حفظ كند.
به همين دليل، سياستگذاران كاخ سفيد در مورد تاسيس اسراييل ، مهاجرت و اسكان يهوديان در سرزمين فلسطين ، تجزيهي اين سرزمين ، جنگهاي رژيم صهيونيستي با اعراب، به شكست كشاندن كشورهاي عربي، وضعيت مقاومت فلسطين و بازگشت پناهندگان به وطنشان، بيتفاوت نبودهاند و نگاه جانبدارانهاي به اسراييل داشتهاند.
آمريكا جانبداري از اسراييل را در صدور قطعنامههاي شوراي امنيت سازمان ملل از طريق فشار و اعمال نفوذ بر اين شورا و نيز ارايه كمكهاي اقتصادي و نظامي به رژيم نژادپرست اسراييل نشان داده است.
شواهد و مدارك نشان ميدهد كه آمريكا ظرف ۵۵سال گذشته نقش اصلي را در تامين سلاحهاي پيشرفته براي اسراييل به عهده داشته و طي جلسههاي آشكار و پنهان ميان تصيمگيرندگان واشنگتن و تلآويو مقرر شده كه آمريكا از دادن كمك نظامي به اسراييل خودداري نكند.
سياست واشنگتن در پيدايش، شناسايي، حمايت و تقويت رژيم صهيونيستي، در راستاي منافع ملي و منطقهاي آمريكا بوده و هدف اصلي تصميمگيرندگان كاخ سفيد از كمك مالي، نظامي و سياسي به آن رژيم تحكيم نفوذ و سيطرهي خود بر خاورميانه است.
آمريكا پس از نخستين جنگ ميان اعراب و رژيم اشغالگر قدس به اين نتيجه رسيد كه نسبت به حفظ حيات، امنيت و تقويت اين رژيم تعهد اخلاقي دارد و چنين تعهدي به عنوان جزيي از منافع ملي و منطقهاي واشنگتن محسوب ميشود.
تعهد مزبور در عمل، برتري كامل نظامي و تسليحاتي اسراييل نسبت به همهي كشورهاي عرب را به ارمغان آورده و آمريكا از اين برتري به عنوان ابزاري براي تامين اهداف و منافع خويش بهره گرفته است.
.۲يكي ديگر از اهداف قرارداد ۳۰ميليون دلاري، مهار و كنترل فعاليتهاي مسالمت آميز هستهاي ايران است.
به ادعاي مقامهاي تندروي آمريكا، " ايران قوي و برخوردار از دانش و سلاح هستهاي براي خاورميانه تهديد محسوب ميشود و از نظر آنها اين تهديد رابطهي مستقيمي با نوع و ماهيت نظام حاكم بر ايران دارد".
از ديد سردمداران مغرور واشنگتن ، ايران قوي در صورت در اختيار گرفتن سلاحهاي پيشرفته و برخوردار شدن از قدرت نظامي و هستهاي ميتواند از طريق سياست بازدارندگي يا سياست هجومي متكي بر اين قدرت، ابتكار عمل در منطقهي خاورميانه را بر عهده گيرد و منافع منطقهاي آمريكا را تهديد كند.
از نگاه آمريكا، در شرايط پيچيدهي خاورميانه ، در وضعيت زوال قدرتهاي بزرگي مانند شوروي سابق ، بريتانيا و فرانسه و در زماني كه همهي كشورهاي عربي توانايي " مديريت بحران خاورميانه " را از دست دادهاند تنها ايران هستهاي قادر خواهد بود قدرت برتر در رقابت با اسراييل باشد و قدرت چانهزني خود را بالا ببرد.
تحقق اين امر براي آمريكاييها و اسراييليها كه خويش را بازيگران اصلي و قدرتهاي برتر مداخلهكننده در امور خاورميانه و شكلدهنده ي تحولات اين منطقه ميدانند، يك كابوس به شمار ميرود.
حاكمان واشنگتن و تلآويو كه از طريق اعمال نفوذ در شوراي امنيت سازمان ملل، اتحاديه اروپا و از طريق ايجاد پايگاه مناسب در مهمترين كشورهاي عرب توانستهاند طرح تجزيهي فلسطين و تشتت اعراب و كشورهاي اسلامي را به منصهي ظهور برسانند، ظهور يك قدرت بزرگ منطقهاي مانند ايران برايشان غيرقابل باور است.
نتيجه:
كارشناسان معتقدند كه اگر هدف آمريكا از معاملهي ۳۰ميليون دلاري فروش ۱۰۰موشك بتن شكن به رژيم صهيونيستي استفادهي اين رژيم از اين موشك ها عليه مراكز و فعاليتهاي مسالمت آميز هستهاي ايران باشد در اين صورت منافع واشنگتن در خاورميانه مورد تهديد جدي قرار خواهد گرفت.
به باور آنان،بكاربستن و استفادهي احتمالي از اين موشكها توسط اسراييل و با حمايت و تضمين واشنگتن، سبب خواهد شد مراكز نظامي و هستهاي رژيم صهيونيستي نيز در تيررس موشكهاي ايران قرار گيرد و منافع منطقهاي آمريكا تهديد شود.
در چنين وضعي ، شرايط بينالمللي و منطقهاي به صورت درگيري ميان جهان اسلام از يكسو و آمريكا و اسراييل از سوي ديگر تغيير خواهد يافت و حاكمان واشنگتن و تلآويو كه نظامشان مبتني بر سرمايهداري است بيش از ديگران نگران از دست دادن منافع خود خواهند بود.
هر چند در طول تاريخ فرعونها و قارونها با هم بودهاند و روابط ويژه ايجاد كردهاند اما هرگز بيش از وسعت و ظرفيت خود نتوانستهاند خطرساز باشند و اژدهاي شخصيتهايي مانند حضرت موسي(ع)، قدرت سحرآميز آنان را به سخره گرفته است.
